جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

834

تحفة الملوك ( فارسى )

ضعف و سستى ديگر ، و از شير باز گرفتن او در دو سال بوده است ، وصيت فرموديم آن را به آن‌كه شكر بنما از براى من و از براى پدر و مادر خود ، و به سوى من است بازگشت شما و هركدام از شماها را به جزاى خير و شر عمل شما مىرسانيم پس بنابراين امر و اين وصيت و تأكيد كه از خداوند بالنسبه به امر والدين رسيده و صادر شده است بايد و لازم است كه فرزند نهايت فروتنى و انقياد و ذل و مسكنت و اطاعت و فرمان‌بردارى و رضاجويى و اتيان نمودن به حقوق بالنسبه به پدر و مادر خود به كار برد و از عقوق و ترك حقوق ايشان پرهيز و احتزاز نمايد و بداند كه حق پدر به سبب عقل و كمال و قرب او به عالم روحانيت و ولايت و قيوميت او بر فرزند اقدم و اولى است ، و لكن ثواب و فضيلت برّ و احسان نمودن به مادر و خدمت‌گزارى او به سبب شدت و كثرت تعب او دو برابر و در روايت ديگر سه برابر احسان نمودن به پدر است . « 1 » و چون‌كه پدر اقرب به روحانيت و به عالم عقل است و مؤدب و مربى روح فرزند است و مادر اقرب به سفلانيت و به عالم طبيعت و تربيت‌دهندهء جسم او است ، پس مناسب آن است كه اكثر برّ و نيكى بالنسبه به پدر ، از مقولهء امور عقلانيه و روحانيه ، مثل تعظيم و توقير و ذكر خير و دعا و ثنا ، و به مادر ، از مقولهء امور حسّيه و جسمانيه ، مثل بذل مال و آماده نمودن اسباب معيشت و امثال آن ، باشد ، مگر اين‌كه رضا و خواهش ايشان در غير آن باشد ، پس رضاى ايشان را به هر نحو كه باشد تابع بشود . و بايد كه از روى حقيقت و اخلاص با آن‌ها محبت و ميل داشته باشد و رضاجويى آن‌ها را به كردار و گفتار ، مثل تعظيم و طاعت و تواضع و سخن نرم گفتن و خدمت نمودن ، به عمل آرد و اراده و رضاى ايشان را بر اراده و رضاى غير مقدم دارد ، مگر رضاى معلم - چنان‌كه بعد از اين ايضا مذكور خواهد شد - و مگر رضاى شوهر ، چنان‌كه سابقا دانسته شد . و هم‌چنين اراده و رضاى ايشان را بر تمام عبادات مستحبه خداوند ايضا مقدم دارد ؛ چون‌كه حق ايشان را خداوند ، واجب و لازم گردانيده است و هرچيزى كه خداوند واجب گردانيده است در حقيقت حق واجب خداوند است

--> ( 1 ) . در مورد روايت دو برابر ، ر . ك : صدوق ، امالى ، ص 413 ، مجلس 77 ، ح 5 و در مورد روايت سه برابر ، ر . ك : اصول كافى ، ج 2 ، ص 159 و 160 ، باب البرّ بالوالدين ، ح 9 .